خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 26 آذر ماه سال 1386 ساعت 11:07 AM

« منقول از ایسنا »

حسین پناهی بازیگر نبود، خودش بود. پشت دوربین و جلوی دوربین برایش تفاوتی نداشت. او همان قدر که با بقالی سرکوچه‌اش راحت بود ممکن بود با برتولوچی راحت باشد. قالب بازی‌هایش هم همین بود. جهان غریب او همان قدر جلوی دوربین عیان می‌شد که روی صحنه تئاتر،که بر دفتر شعر. کارگردان‌های سینمای ایران هم این موضوع را می‌دانستند و بر اساس قالب شخصیتش فیلمنامه می‌نوشتند. او که در اوایل دهه‌٦٠ با ترک معلمی و طلبگی سر از آموزشگاه بازیگری آناهیتا در آورده بود زیر دست استاد مهرداد اسکویی با عناصر نمایشی و بازیگری آشنا شد و «دو مرغابی در مه» به مخاطبان معرفی اش کرد.«گال» گرچه گام نخست پناهی در سینما به شمار می آید و از همان ابتدا توانائی‌اش در ارائه شیوه خاص بازیگری‌اش را به رخ می‌کشد، اما تله تئاتر «دو مرغابی در مه» از آن جهت اهمیت پیدا می کند که شخصیت «الیاس» به شدت به خودش و جهان ذهنی اش نزدیک است. پناهی در سال‌های بازیگری‌اش ‌١٧ فیلم و چند سریال و تئاتر صحنه ای بازی کرد که در همه آن‌ها نقش واحد خودش را بازی می کرد.یقینا هیچ کسی نمی‌توانست نقش هایی که برای او نوشته می‌شوند بازی کند. نقش هایی همچون اوینار،مرد ناتمام،سایه خیال و ... دوشنبه شب(‌١٩آذر) بینندگان تلویزیون ایران شاهد پخش دومین قسمت از سریال «روزگار قریب» کار کیانوش عیاری بودند.اثری که آخرین فعالیت بازیگری حسین پناهی به شمار می‌آید.پناهی در این سریال نقش دستیار حکیم نابینای روستای گرکان را بازی می کند که مثل همه کارهایش دیدنی است.او در این کار هم شخصیتی شوخ و شنگ دارد که با زبان تلخ خود قلب پاکش را به رخ اهالی روستا می کشد. حسین پناهی سه سال است از میان ما رفته است.در این مدت تعداد زیادی از هنرمندان سینما چشم از جهان فرو بسته اند، اما نبود پناهی در سینمای ایران به خوبی به چشم می آید. شاید نتوان جایگزینی برای او پیدا کرد،اما همین آثار باقی مانده می تواند غم غربت او را در دل علاقه مندانش بکاهد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo